Header
   
 
 

 دانش
نویسنده: ایمان نادری

بيش از 60 نوع طوطي ماهي در آبسنگ هاي مرجاني جهان زندگي مي کنند . دندان هاي به هم پيوسته آنها صفحاتي منقار مانند تشکيل داده اند و اين چهره طوطي كل را به آنها بخشيده است.

آنها با تكان دادن باله‌هاي جانبي خود در آب شنا مي کنند , رنگشان از قرمز تا سبز و آبي تا زرد تغيير مي کند و خاکستري و سياه نيز در جاي جاي بدن آنها مشاهده مي شود .

اما نکته جالب اين موجودات اين است که آنها ابتدا به صورت ماده متولد مي شوند و سپس تبديل به نر مي شوند . گروههاي طوطي ماهي ها فقط يک طوطي ماهي نر بزرگ دارند که با بقيه ماهي هاي ماده جفتگيري مي کند . تمامي اين ماهي هاي ماده از اوكوچكترند ولي هنگامي كه ماهي نر بميرد  بزرگترين ماهي ماده طي فرآيندي به يک طوطي نر تبديل مي شود.

 

صفحه كليد هاي امروزي در نحوه چينش حروف از ماشين تحرير هاي قديمي پيروي مي کكنند . اگرچه باور آن مشكل است  ولي اين تركيب يكي از بدترين  تركيب ها براي تايپ است .

در ماشين هاي تحرير اوليه كه به صورت مكانيكي كار مي كردند تركيب حروف به ساده ترين شكل ممكن يعني به ترتيب حروف الفبا بود . اما مشكلي كه وجود داشت اين بود كه در تايپ با سرعت بالا ميله هايي كه حروف روي آنها حك شده بود به يكديگر گير مي كردند . براي حل اين مشكل تركيب حروف تغيير كرد و حروف با فراواني بالاتر در فاصله دورتر از يكديگر قرار گرفتند تا در حقيقت سرعت تايپ را كم كنند و در فرصتي كه تايپيست به دنبال حرف بعدي مي گردد ميله ها به جاي خود بازگردند . امروزه با ظهور صفحه كليد هاي الكترونيكي مشكل ماشين تحرير هاي مكانيكي حل شده است اما به دليل مشكل باز آموزي تايپيست ها همچنان از همان تركيب  QWERTY (اولين حروفي هستند  كه در صفحه كليد ديده مي شوند ) استفاده مي شود .

 

براي فهم اين کكه وقتي بند انگشت ها يا هر مفصل ديگري را " مي شكنيد " چه اتفاقي مي افتد . بايد اول چيزهايي درباره مفصل يا بند هاي بدن بدانيد . مفصل هايي کكه شما راحت تر مي توانيد آنها را بشكنيد مفصل هاي دي آرتروديال (dearthrodial) هستند کكه عادي ترين مفصل هاي بدن به شمار مي روند . اين بند ها از دو استخوان تشكيل شده اند کكه در سطح غضروفي شان باهم در تماس هستند و سطوح غضروفي به وسيله يكک  كپسول مفصلي احاطه شده اند . درون کكپسول ماده اي روان كننده وجود دارد که مايع سينوويال (synovial) ناميده مي شود و براي سلولهاي بافت غضروفي مفصل نقش غذا دهنده نيز دارد . علاوه بر اين مايع سينوويال حاوي گازهاي حل شده اي شامل اکكسيژن نيتروژن و دي اکكسيد كربن است .

ساده ترين مفاصل براي شكستن ، بندهاي انگشتانتان هستند . وقتي کكپسول مفصلي کكشيده مي شود ( با كشيده شدن انگشت به وسيله شما) چند عامل در برابر گسترش آن مقاومت مي كند . وقتي نيروي وارده به مفصل کكم باشد عامل محدود كننده حرکكت حجم مفصل است کكه با مقدار مايع سينوويال موجود در آن تنظيم مي شود . مايع سينوويال افزايش حجم پيدا نمي کكند مگر اين کكه فشار داخل کكپسول به اندازه اي کكم شود کكه گازهاي حل شده بتوانند مايع را تركک کكنند و با ورود به فاز گازي امكان افزايش حجم و در نتيجه آن جابه جايي مفصل را فراهم مي آورند .

به نظر مي رسد کكه صداي شكستن يا ترکكيدن ، ناشي از خروج سريع گازها از محلول است . اگر شما با اشعه ايكس از مفصل بعد از شكستن عكسبرداري كنيد درون آن يكک حباب گاز خواهيد ديد . اين گاز کكه عمدتاً شامل دي اکكسيد كربن است (حدود 80 درصد) حجم مفصل را 15 تا 20 درصد افزايش مي دهد . با اين حساب تا وقتي کكه گاز هاي موجود دركپسول مجدّاداً در مايع سينوويال حل نشوند صدايي در كار نخواهد بود . به همين دليل است کكه شما مي توانيد يكک مفصل را پشت سر هم بشكنيد . باصبر كردن در واقه به گاز ها فرصت مي دهيد تا مجدّاداً به صورت محلول در آيند .

 

آيا تصوري كه هر يكک از ما از يك رنگ خاص در ذهن دارد با تصور بقيه يكسان است ؟

شما مي توانيد لامپي با طول موج خروجي 535 نانومتر را جلوي چشم دوستتان روشن کكنيد و مطمئن باشيد اگر از او رنگ نور را بپرسيد چيزي جز سبز نمي شنويد .

زيرا همه ما يادگرفتيم به تجربه شخصي مان از ديدن اين طول موج نام سبز را نسبت بدهيم . اما از كجا ميدانيم تجربه شخصي ما از با تجربه ديگران يكي است ؟

برداشت و درک ما از رنگها چيزي است كه آن را مديون سلولهاي مخروطي شبكيه مان هستيم . اين سلولها دو دسته اند و هر دسته حاوي رنگدانه هايي هستند كه روي يكي از نور هاي قرمز، سبز وآبي تنظيم شده اند و به عبارت ديگر سلولهاي هر دسته به يكي از اين سه رنگ اصلي حسّاسند و نسبت به آن واکكنش نشان مي دهند .

احساس ما نسبت به يكک نور خاص چيزي است كه مغز ما با تركيب ميزان پاسخ اين رنگدانه ها نور مورد نظر به آن مي رسد . اما جهش هاي ژنتيكي مي توانند فركانس پاسخ رنگدانه هاي مربوط به يكي از اين مخروطها را تغيير دهند يا حساسيت آنها رنگ را كم كنند . چيزي كه به آن كوررنگي گفته مي شود ولي مي توان مطمئن بود کكه چشمهاي طبيعي به طور يكسان با يك رنگ تحريك مي شوند زيرا نسبت به مقدار رنگدانه هاي اصلي در سلولهاي مخروطي شبكيه در چشم همه ما برابر است . بنابراين به استثناي جهش هاي كوررنگي همه چشمها تعداد يكساني از مخروط هاي يك رنگ خاص را دارند .

 

شاخه سوم كه معمولا در بالاي دو شاخه اصلي قرار دارند و از آنها ضخيم تر است . شاخه زمين نام دارد و بخشي از سيستم حفاظتي است كه براي جلوگيري از برق گرفتگي در زمان استفاده از آن دستگاه طراحي شده است . شاخه زمين به يكي از قسمت هاي فلزي وسيله برقي متصل است بخصوص قسمتهايي كه امكان تماس بدن شما با آنها در زمان استفاده از وسيله بيشتر است .

نحوه كار بدين صورت است كه اگر در اثر نقص يا خطايي در سيستم برق كشي دستگاه قطعات فلزي اتصال پيدا کكند و به سيم جريان وصل شود؛ اين الكتريسيته به جاي اينكه در هنگام تماس به شما شوكک وارد كند براحتي از طريق سيم زمين از دستگاه خارج مي شود . در اين شرايط به خاطر مقاومت بسيار كم مسير انتقال جريان عبوري بشدت افزايش پيدا مي کكند و باعث قطع شدن فيوز مي گردد.

 

 

تقريباً همه‌ي آدمها وقتي اوّلين‌بار صداي ضبط شده‌ي خود را مي‌شنوند جا مي‌خورند و صداي خودشان را يعني صدايي كه از خودشان مي‌شنوند بر اين صداي زير و تيز ترجيح مي‌دهند. ممكن است فكر كنيد كه اين تفاوت به علّت كيفيت پايين سيستم‌هاي ضبط صوتي است ولي وقتي مي‌بينيد بقيه هيچ مشكلي با اين صدا احساس نمي‌كنند و خود شما هم صداي بقيه را روي نوار براحتي تشخيص مي‌دهيد مي‌فهميد كه مشكل از جاي ديگري است.

درواقع منشأ اين اختلاف به نحوه‌ي انتقال صدا و رسيدن آن به گوش برمي‌گردد. صدايي كه ما از خودمان مي‌شنويم بيشتر از راه بافتها و استخوانهاي جمجمه به گوش منتقل مي‌شود. به همين دليل با صدايي كه بقيه مي‌شنوند متفاوت است.


New Page 1