Header
   
 
 

 اورژانس در بابل
نویسنده: مهندس معدی مهرپویان

تاريخچه ي پيدايش اورژانس 115 در كشور ما به سال 1352 بازمي گردد كه در آن زمان ، تنها در مراكز استانها پايگاههاي اورژانس به وجود آمده و رفته رفته  در شهرستانها توسعه يافته بود.

هدف از تشكيل پايگاههاي شهري اورژانس 115  كمكهاي اوّليه به بيماران و مصدومان و تجويز برخي داروهاي اورژانسي است كه در لحظات اوّليه ي حادثه باعث افزايش زمان طلايي و نيز انتقال صحيح بيمار و ارائه خدمات بين راهي به او تا رسيدن به اوّلين مركز درماني يا بيمارستان مي شود.

اورژانس بابل از بدو تأسيس در محلّ بيمارستان شاهپور سابق (يحيي نژاد فعلي) شروع به فعّاليت نمود. دكتر قلي پور، رئيس اورژانس بابل ، در مورد وضعيت اورژانس 115 مي گويد: »در طول 27 سال بعد از انقلاب ، توجّه و نگاهي به اورژانس نشده است .« وي به  كمبود آمبولانس و وضعيت نيروها در آن زمان اشاره كرد و گفت: »بعد از انقلاب ،‌ اورژانس 115 تبديل شده بود به آژانس 115، يعني انتقال فرد از يك مكان به مكان ديگر.«

هرچند از بدو تأسيس اورژانس 115  نيروهاي آن زيرنظر نيروهاي آمريكايي تعليمات خاصّ خود را ديده بودند و كارايي خوبي هم داشتند؛ ولي بعد از انقلاب با توجّه به شرايط خاصّ جنگ و بازسازي توجّهي به آن نشده بود.

دكتر قلي پور مي گويد:»با تشكيل دولت جديد توجّه خاصّي به فوريتهاي پزشكي شد كه عملاً چه از نظر تجهيزات، نيرو، حجم كار و چه ازنظر پايگاه تغييراتي صورت گرفت.«

شهرستان بابل در سالهاي گذشته تعداد محدودي  پايگاه اورژانس داشت شامل يك پايگاه در دانشگاه علوم و پزشك ، يك پايگاه در اميركلا و يك پايگاه در بخش بندپي كه به بخش خصوصي واگذار شده بود. وي به تغييراتي كه در وضعيت اورژانس بابل اشاره مي كند و مي گويد:»در حال حاضر ما در بابل در دانشگاه، رضياكلا، اميركلا و بندپي پايگاههاي فعّال داريم و در مجموع 18 نيروي رسمي در اين پايگاههاي به غير از پايگاه بندپي (كه خودش 7 تا 9 نيرو مستقل دارد) در حال فعّاليت هستند.«

سرعت پاسخ گويي

دكتر قلي پور در اين مورد مي گويد :»از مهر ماه تا بهمن ماه زمان رسيدن (ركود انتقال ما) ما 4تا5 دقيقه است، يعني از زمان زنگ تا زماني كه پرسنل ما به اين مريض برسند ، 4تا5 دقيقه زمان مي برد ، حال با وضعي ترافيكي بابل خودتان قضاوت كنيد كه آيا ركورد خوبي است يا نه؟«

اماَ در گذشته يكي از مهمترين مشكلات اورژانس 115 زمان رسيدن به سر بالين  بيمار بود كه گاهي اين زمان تا نيم ساعت طول مي كشيد.

دكتر قلي پور به آموزش ضمن خدمت پرسنل اشاره مي كند و مي گويد:»از نيروهاي خود چه از نظر تئوري و چه عملي هر ماه يك بار امتحان ويژه اي مي گيرم و همچنين برايشان كلاسهاي تئوري احياي اورژانس در دانشگاه برگزار مي كنيم.«

وي در بخشي از گفت گوي خود به معضل ترافيكي اشاره مي كند و مي گويد:»طبق توافقي كه با مسئولان دانشگاه علوم پزشكي صورت گرفت، قرار شد اورژانس موتوري را راه اندازي كنيم. اين طرح در كلانشهرها اجرا شده است و مهمترين شرط آن داشتن نيروي كافي است.«

 دكتر قلي پور در مورد پايگاهاي مختلف مي گويد: »پايگاه رضياكلا چندماه قبل افتتاح شد و مركز پيام آن در معاونت دارو و درمان مستقر است و در نتيجه حجم كار  اميركلا كم شده است. ولي با  وجوداين با توجّه به جمعيّت 150 هزارنفري شهري ، به يك تا دو پايگاه ديگر در داخل شهر بابل نيازمنديم كه همّت افراد خيّر را مي طلبد.«

وي در ادامه افزود: »تنها ارگاني كه به مردم سرويس رايگان مي دهد ، اورژانس 115 است. حتّي بر روي سرنسخه هاي خود چاپ كرديم كه خدمات ما رايگان است.« وي گفت: »ما كارهاي آموزشي را در سطح دبيرستانها انجام داده ايم. در مركز پيام ما 24 ساعته پزشك مستقر است و تكنيسين هاي ما بدون اجازه ي پزشك حتّي يك قرص نمي توانند تجويز كنند. «وي گفت:»در سطح شهر بابل بايد با تبليغ مناسب انگيزه در خيّران قوي شود و مانند سنّت مدرسه سازي ، اورژانس 115 ساخته شود.«

دكتر قلي پور گفت:» طبق روال هر پايگاه بايد سه تكنيسين داشته باشد كه دو تكنيسين براي مأموريت اعزام مي شوند و يك تكنيسين مي ماند و اگر مأموريت جديدي صورت گرفت پايگاههاي همجوار پوشش مي دهند.«

وي عمده ترين مشكل اورژانس را كمبود پرسنل دانست و افزود: «براي جمعيّت حدود 500 هزارنفري شهرستان بابل بايد حدّاقل 10 پايگاه داشته باشيم و در هر پايگاه 7 تا 9 نيرو مستقر باشند.

آژيركشيدن بي جهت آمبولانس ها

 دكتر قلي پور مي گويد ك:» متأسفانه اين عمل به عنوان يك معضل در ذهن مردم مانده است. اگر پرسنلي خارج از نوبت كاري و به طور شخصي آژير روشن را كند ، از نظر انضباطي به شدّت با او برخورد خواهدشد. خوشبختانه چون نيروهاي ما جوان هستند خود را با شرايط و ضوابط تطبيق مي دهند. اورژانس در گذشته نمود نداشت، در سال 85 دو دستگاه آمبولانس و ICU به اورژانس اضافه شد.«

 بيشترين تماس ها

»در عصرها و شبها ما بيشترين تماسها را داريم و متأسّفانه تصادفات جادّه اي در روز بيشتر مي شود.« دكتر قلي پور در پايان گفت:»ما متعلّق به مردم هستيم و سعي مي كنيم اين انگيزه را در آنها ايجاد كنيم كه اورژانس از مردم جدا نيست. واقعاً دست ياري به سوي آنها دراز مي كنيم.«

دكتر هاشمي ، مشاور رئيس اورژانس بابل ، به موقعيّت جغرافيايي اورژانس 115 اشاره كرد و گفت: »باتوجّه به وسعت 30 كيلومتري شهر و با جمعيّت 500 هزارنفري بابل،وهمچنين اميركلا با 9 كيلومتر و 30 هزارنفر جمعيّت ،زير نظر دانشگاه علوم پزشكي بابل مي باشد. رضياكلا منطقه اي بود كه در ترافيك قرار مي گرفت و وضعيت اورژانس آن طوري نبود كه به مردم اميركلا سرويس دهد، از آنجايي كه بر اساس آمار بايد هر 50 هزار نفر يك پايگاه داشته باشد، يك مركز در اميركلا مستقر شد كه شمال بابل و پايگاه دانشگاه جنوب بابل و با چنگ و دندان پايگاه رضياكلا را راه اندازي كرديم كه مزيّت آن اين بود كه به مركز شهر خدمات برساند.«

وي گفت: » باتوجّه به اينكه اورژانس 115 پيش بيمارستاني است ، نكته اي كه بايد به آن اشاره كرد حجم بالاي كار ما است . كه مهمترين مشكل در شهر بابل است.«

دكتر هاشمي گفت:» بايد فرهنگ سازي ميان مردم صورت گيرد كه بعد از هر حادثه با اورژانس 115 تماس بگيرند و چيزي كه از مردم مي خواهيم تلفن اورژانس را بي جهت اشغال نكنند.  پدران و مادران به اين مسئله توجّه داشته باشند.«

يكي از تكنيسين ها مي گويد: » با اينكه ما ظرف 5 دقيقه خودمان را بر بالين بيمار مي رسانيم با اين حال با انتقاد همراهان بيمار روبه رو هستيم، كه چرا دير آمده ايد؟! حال با اين حجم ترافيك و موقعيّت خيابانهاي بابل خودتان قضاوت كنيد. البتّه اين انتقاد از كسي كه بيمار، دارد طبيعي است. ما تلاش مان اين است كه به موقع  برسيم.« يكي ديگر از تكنيسين ها به حمل بيمار از آپارتمانهاي اشاره مي كند و مي گويد: » واقعاً حمل بيمار مثلاً از طبقه ي پنجم يك آپارتمان مشكل است.« وي در ادامه مي گويد: » ديگر مشكل ما انتقال بيماران  به بيمارستان است مثلاً در بيمارستان شهيد بهشتي، براي حمل بيمار دچار مشكل هستيم. چون شرايط و تخت خالي آماده نيست و ديگر اينكه برخورد برخي از پزشكان و پرستاران در اين بيمارستان در حدّ انتظار نيست.«

يكي ديگر از تكنيسين ها مي گويد: » بايد ميان مردم فرهنگ سازي شود كه اورژانس 115 آژانس نيست. اكثراً اطّلاع ندارند كه كار اوژانس چيست؟!

مثلاً يك بار به منزل فردي كه براي ما زنگ زده بود،  مراجعه كرديم .  ديديم كه با كت و شلوار آماده است و مي گويد: »مرا به بيمارستان ببريد!« در صورتي كه ما آژانس نيستيم ، اورژانس هستيم و وظيفه داريم  بيماران بدحال را به مراكز درماني انتقال دهيم.  مشكلات فراواني  در اورژانس وجود داردكه تنها گوشه اي از آنها ذكر شد. دانستن اين نكته هم ضروري است كه مراجعه به اورژانس ممكن است تنها يك بار در زندگي رخ مي دهد ، ولي با همان يك بار،  سرنوشت و ادامه ي حيات فرد مشخّص مي شود. به هر حال در حوادث اورژانسي آسيب هايي متوجّه انسان مي شود كه اگر به سرعت رسيدگي نشود ،  فرد تا آخر دچار خسران و زيان جبران ناپذير خواهد گرديد.


New Page 1