يكي از ستارگان آسمان علم و فضيلت بابل مرحوم آيت الله شيخ حسين بابلي مي باشند. پدر بزرگوارشان مرحوم شيخ رجبعلي بهنميري (از توابع بابلسر) بود كه بابل را براي اقامت خويش انتخاب نمود و در آنجا به عنوان يك روحاني، به اقامه ي وظايف ديني پرداخت و ارائه ي خدمت مي نمود.
مدّتي پس از اقامتش در بابل، خداوند پسري به او عطا فرمود كه نامش را به عشق سرور و سالار شهيدان(ع) حسين گذاشت. دوران كودكي حسين در محيطي پاك و تحت تربيت پدر روحاني به گونه اي سپري شد كه در مراحل نوجواني ، مشتاق تحصيل علوم ديني گرديد و در حوزه هاي علميّه ي بابل كه در آنروزگار از رونق بسياري برخوردار بود ، داخل گشت و از محضر استادان و فضلاي اين حوزه ي بزرگ ديني همچون مرحوم علّامه ي اشرفي(1) بهره ها برد و با توجّه به نبوغ و استعداد سرشارش، مراحل رشد و كمال علمي را طي نمود و همواره مورد عنايت و احترام ويژه ي علّامه ي اشرفي قرار داشت. روح تشنه و علم جوي شيخ حسين، در سال 1327 قمري عزمش را بر سفر به سوي نجف اشرف جزم كرد تا در جوار حريم مقدّس علوي ، با كسب معنويت و دانش، راه تعالي را ادامه دهد و خود را براي ارائه ي خدمتي والا به ساحت اسلام و اهل بيت(ع) آماده سازد.
بهره گيري از محضر بزرگان آن روز حوزه ي نجف همچون آيات عظام ميرزا حبيب الله رشتي، فاضل اردكاني و علّامه شيخ زين العابدين مازندران بارفروشي(2) از وي شخصيتي برجسته و ممتاز ساخت كه مورد توجّه استادان خويش بود و مو فّق به دريافت اجازه هاي متعدّد اجتهاد گرديد. سپس عازم سامرّا شد و به مدّت دو سال در حوزه ي درس ميرزاي بزرگ شيرازي (صاحب فتواي معروف تنباكو) شركت كرد تا عطش علمي و معنوي خويش را فرونشاند. پس از 12 يا 14 سال تلاش و كوشش ، با كوله باري از علم و معنويت عازم وطن گشت و در محلّه ي نقيب كلاي بابل سكونت گزيد و ضمن اقامه ي جماعت، مرجعّيت امور ديني و حلّ مشكلات مردم را عهده دار گرديد و به تعبير علّامه شيخ آقابزرگ تهراني به بهترين شكل به اقامه ي وظايف ديني پرداخت. (3)
جايگاه رفيع علمي اش موجب گرديد كه فضلاي بسياري گردش حلقه زنند و از كرسي تدريس ايشان بهره مند گردند. آن بزرگوار در مناظره و گفت وگوهاي علمي بسيار توانمند و قوي بود و غالباً در مباحثات علمي غالب و حاكم مي گرديد.
يكي ديگر از ويژگيهاي اين بزرگوار، مقامات معنوي ايشان بوده است. قداست نفس و تقواي بالاي ايشان، ساده زيستي و زندگي زاهدانه، خلوص و صفا و صميميّت و تواضع، او را در اين ميدان از برترين ها قرار مي داد. ماههاي رجب و شعبان و رمضان را پيوسته روزه مي گرفت و رياضت و مراقبت شرعي را به صورتي جدّي در برنامه ي زندگي خويش داشت و در اين راه به توفيقاتي معنوي نيز دست يافت.
آفتاب عمر اين مجتهد وارسته پس از عمري تلاش و خدمت صادقانه در دهم ذي القعده ي 1339 قمري غروب كرد و روح بلندش به عالم ملكوت پرواز نمود.
لازم به ذكر است كه مرحوم آيت الله شيخ ولي الله مدرّس از فرزندان اين مجتهد فرزانه مي باشند كه إن شاءالله شرح زندگاني ايشان در شماره هاي بعد چشمه خواهدآمد.
(1)ـ از نوابغ و مجتهدين مشهور بابل كه شرح حالش در چشمه ي شماره ي 3 گذشت.
(2)ـ از مراجع سه گانه ي نجف در نهضت مشروطيت كه شرح حالش در چشمه ي شماره ي 6 گذشت.
(3)ـ نقباء البشر ج2 ص 579
برگرفته از:
باقرزاده بابلي ،عبدالرّحمن . آشنايي با فرزانگان بابلي