آموزش توسعه و سرمايه هاي اجتماعي
مقدّمه
اگر امروزه به يك كارگر ماهر يا يك مهندس شيمي و يا يك كشاورز روستايي كه داراي دو فرزند مهندس كشاورزي است بگويند شما سرمايهدار هستيد، با پوزخندي خواهد گفت:» سرمايهدار كسي است كه دست كم يك كارخانه داشتهباشد و ميليونها تومان سرمايهگذاري كرده باشد، يا پولداري كه داراي چندين دستگاه اتومبيل و موبايل و ... باشد و يا مالكي كه داراي دهها هكتار زمين شاليكاري باشد.« در مقالهاي كه پيش رو داريد، به مقولهي سرمايهي انساني و نقش آموزش و پرورش دراين زمينه پرداخته ميشود.
سيري در انديشههاي اقتصاددانان جهان بيانگر آن است كه تا جنگ جهاني دوم، توجّه عمدهاي به سرمايهي انساني نميشد و عوامل توليد عبارت بودند از كار، طبيعت و سرمايه. در اين ميان منظور از كار، همان كار يدي و منظور از سرمايه، سرمايهي فيزيكي و كالايي بودهاست و كسي به سرمايهي انساني كه عامل اصلي و قوّهي محرّكهي ساير عوامل است، توجّهي نداشت. "
"آدام اسميت"" كه از اقتصاد دانان كلاسيك است و پدر علم اقتصاد خوانده ميشود، به امر آموزش توجّه زيادي نمود و اين موضوع را در ارتقاي مهارت و تواناييهاي فردي انسان بسيار مهم تلقّي نمود. او اعتقاد داشت كه آموزش افراد، درواقع نوعي سرمايهگذاري در آنهاست و بدين وسيله، فرد تواناتر شده، رشد قابليتهاي وي سبب ميگردد كه هم خود درآمد بيشتري كسب نمايد و هم در افزايش توليدات جامعه مؤثّر باشد. اسميت بر اين باور بود كه چون استعدادهاي انسان نوعي ثروت ملّي بهحساب ميآيد، پس بايد با سرمايهگذاري روي آنها، كاري كنيم تا همانند معادن طبيعي كه ثروت ملّي هستند، به منصهي ظهور برسند و به ارتقاي بهرهوري و افزايش توليد كمك نمايند.
در روايتي بسيار زيبا از حضرت علي (ع) به سرمايهي عظيم انساني اشاره شده كه: » النّاس معادن كمعادن الذهب و الفضه«؛ مردم معادني هستند، همچون معادن طلا و نقره . آشكار است كه تنها با آموزش و پرورش ميتوان اين معدن بيبديل را به بزرگترين سرمايه تبديل نمود. آدام اسميت اعتقاد داشت كه هرقدر افراد تحصيلات بالاتري داشتهباشند، در فرآيند توليد، از بهرهوري بالاتري برخوردار بوده ، موجب كاهش هزينههاي توليد ميگردند.
""استوارت ميل"" معتقد است كه هدف اساسي آموزش آن است كه قوّهي قضاوت فرد را رشد دهد تا درست قضاوت كند و اين امر را آن قدر مهم ميدانست كه توصيه مينمود تا جامعه، تحصيلات ابتدايي را براي عموم و تحصيلات متوسّطه را براي افراد مستعد، اجباري نمايد. به هر حال، از اشكالات اساسي آن اين بود كه نيروي كار را به طور همگن و يكسان ارزيابي مينمودند و تفاوت اساسي براي مهارتهاي افراد قايل نبودند.
" "تيونن "" كه از اقتصاد دانان نئوكلاسيك به شمار ميرود نيز معتقد است ملّتي كه از افراد تحصيل كردهي بيشتري برخوردار است، قادر است تا با مقدار معيّني از كالاهاي سرمايهاي و فيزيكي و منابع طبيعي، نسبت به ملّتي كه افراد متخصّص كمتري دارد، ولي داراي منابع طبيعي و سرمايهي فيزيكي بيشتري است، محصول زيادتري توليد و به بازار عرضه نمايد. نمونهي بارز چنين ملّتي، ژاپن ميباشد كه به خاطر فقدان منابع طبيعي و معادن زيرزميني مشهور ميباشد، امّا با استفاده از نيروهاي متخصّص كافي كه همان سرمايهي انساني است، بالاترين رشد اقتصادي را در جهان داراست.
" "آلفرد مارشال"" از صاحب نظران نئوكلاسيك معتقد است آموزش و پرورش نوعي ""سرمايهگذاري ملّي"" تلقّي ميگردد و اعتقاد دارد كه آموزش و پرورش، قادر است تحوّلات اساسي را در مردم ايجاد كند و اصرار ميكند كه دولت و والدين، هزينههاي آموزش و پرورش را بپردازند. او ميگفت همهي مردم و مخصوصاً كارگران بايد آموزش عمومي را طي نمايند؛ اين آموزشها آنان را فهميدهتر و براي انجام امور جاري آمادهتر مينمايد و بدين ترتيب، در افزايش توليد و ايجاد ثروت ملّي نقش بسزايي خواهند داشت. او بر اين باور بود كه آموزش، در كشف و هدايت استعدادها نقش حسّاسي دارد، لذا ميتوان اظهار داشت كه بازدهي اقتصادي هزينههاي آموزش، فوقالعاده زياد است و چون پرورش استعدادها موجب ظهور نوابغ ميشود، لذا بازدهي غير مستقيم آموزش، عموماً از بازدهي اقتصادي آن افزونتر است.
به دليل اهميت بسيار زياد آثار غيرمستقيم آموزش براي همهي مردم جهان، امروزه، موضوع آموزش براي همه به يك بحث و نهضت جهاني تبديل شدهاست و سياستمداران و عقلا و صاحبنظران تعليم و تربيت جهاني به اينجا رسيدهاند كه با ارتقاي دانش عمومي همهي مردم جهان است كه ميتوان صلح و توسعه و رفاه را به همهي جهانيان هديه نمود.
فرمايش هميشه جاويد و ذيقيمت پيامبر گرامي(ص) كه فرمودند: » العلم فريضه علي كل مسلم و مسلمه« بيانگر آموزش براي همه و تأكيد چندبارهي' دين مبين اسلام در مورد ارزش ترويج دانش بشري است. خداوند سبحان در سورهي بقره آيهي 269 ميفرمايد: » خدا فيض حكمت و دانش را به هركه خواهد عطا كند و هركه را به حكمت و دانش رساند دربارهي او مرحمت بسيار فرموده است و اين حقيقت را جز خردمندان عالم متذكّر نشوند.« در آيهي مذكور مشخّص است كه جامعهاي كه مورد لطف خداوند قرار گرفت و به منبع تمام ناشدني و غني و پُر اثر حكمت و دانش دست يافت، به خيري كثير رسيدهاست كه در حقيقت، اشاره به آثار پنهان و آشكار (بازده مستقيم و غيرمستقيم) حكمت و دانش كه غيرقابل احصا و شمارش ميباشد، دارد. بنابراين به يقين آنچه كه امروزه رشد يا توسعهي اقتصادي ناميده ميشود، از فوايد گستردهي آموزش و پرورش ميباشد.
در نقلي از شيخ انصاري آمدهاست كه: » خدايا! به كسي كه عقل دادي، چه ندادي؟ و به آنكس كه عقل ندادي، چه دادي؟« گويا در پيشگاه خداوند بايد عرض كرد: » خدايا! به جامعهاي كه دانش و حكمت دادي، چه ندادي؟ و به جامعهاي كه آن ندادي، چه دادي؟ «
""جيآر والش"" از ديگر اقتصاددانان نئوكلاسيك است كه صراحتاً اعلام ميدارد: » بيشك جامعه و خانوار، به منظور كسب درآمدهاي بيشتر، روي جوانان سرمايهگذاري آموزشي انجام ميدهند، بنابراين هزينههاي آموزش نوعي سرمايهگذاري اجتماعي است و سالمترين و مطمئنترين سرمايهگذاري هم ميباشد و اتّفاقاً هرقدر تحصيلات طولانيتر و عاليتر باشد، از بازدهي اقتصادي بيشتري برخوردار است.« ""سيمون كوزنتس" "برندهي جايزهي نوبل اقتصاد در سال 1971 و از اقتصاددانان بزرگ معاصر ميباشد كه اين بحث را كاملتر نموده و در توضيح رشد اقتصادي ميگويد: » اتّكا به سرمايهگذاري فيزيكي انجام شده، گمراه كننده است و بجاست كه هرگاه صحبت از كه سرمايه ميشود، سرمايهي انساني انباشته و سرمايهي فيزيكي هر دو به حساب آيند.«
او معتقد است كه كليهي هزينههاي پولي كه جامعه براي تحصيلات جوانان پرداخت ميكند، در حقيقت نوعي تشكيل سرمايهاست و بايد در حسابهاي ملّي منعكس گردد. سرمايهگذاري در افراد، از آنان كالاهاي سرمايهاي نهايي به وجود ميآورد كه بر ظرفيت و قدرت توليد كشور ميافزايد.
" "تئودور شولتز "" كه از اقتصاددانان معاصر ميباشد (1992-1902) و به پدر "نظريهي سرمايهي انساني" شهرت دارد، معتقد است كه آموزش به نوعي سرمايهگذاري است و سرمايهي انساني جزئي از مفهوم عمومي سرمايه تلقّي ميشود و آن را در كنار سرمايهي مادّي و مكمّل آن قرار ميدهد. او همچنين معتقد است تواناييهاي اكتسابي انسانها، مهمترين منبع رشد بهرهوري و توسعهي اقتصادي به حساب ميآيد. شولتز در جملهاي زيبا نيروي كار ماهر را “سرمايهدار" تلقّي مينمايد، چراكه دانش و مهارت تبلور يافته و فشرده شده در وجود او، خود نوعي سرمايهاست.
او نكتهي جالبي را يادآوري ميكند كه سرمايهگذاري آموزشي، در توزيع عادلانهتر درآمدها تأثير بسزايي دارد و اگر فرصتهاي آموزشي در اختيار اقشار گستردهتري قرار گيرد، بيشك، سرمايهگذاري در آموزش، آثار توزيعي عادلانه و قابل توجّهي خواهد داشت. اين اثر جزو آثار غير پولي آموزش و پرورش است كه بسيار ارزشمندتر از آثار پولي و مالي آن ميباشد. از جمله آثار غيرپولي سرمايهي انساني، جامعهپذيري، ارزشسنجي و حفظ ميراث فرهنگي، توسعهي امنيت و آرامش، ايجاد تعهّد و مسئوليت در مقابل مسائل جامعه، كمك به ايجاد سرمايهي اجتماعي، رعايت بهداشت عمومي و ميهندوستي است.
از مجموع مباحث مذكور درك ميشود كه منابع عظيم و غني انساني كشور و هر جامعهاي، خصوصاً خيل عظيم جوانان، سرشار از قابليتهاي دورني هستند كه ميتوانند با سرمايهگذاري آموزشي به سرمايهاي بزرگ براي ملّت ما تبديل گردند و با بهرهگيري از سرمايهي انساني حاصل شده، ميتوان تحوّلي ژرف در رشد و توسعهي اقتصادي كشور پديد آورد. بيتوجّهي به اين مهم، ظلمي بزرگ و مضاعف به ميهن اسلاميمان ميباشد. در مورد كيفيت سرمايهگذاري در آموزش جوانان و تأثيرگذاري منطقهاي ميتوان بحثهاي مفصّلي داشت كه در اين مقال نميگنجد.
منابع مورد استفاده:
1- قرآن كريم .
2- نهجالبلاغه .
3- نهجالفصاحه .
4- اقتصاد آموزش و پرورش،